تبلیغات
عـشـق 74 - در سفر آن سوها
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 07:10 ب.ظ | نویسنده : آسمان
در سفر آن سوها


ایوان تهی است ، و باغ از یاد مسافر سرشار.
در دره آفتاب ، سر برگرفته ای‌:


كنار بالش تو ، بید سایه فكن از پا در آمده است‌.
دوری‌، تو از آن سوی شقایق دوری‌.
در خیرگی بوته ها ، كو سایه لبخندی كه گذر كند ؟
از شكاف اندیشه ، كو نسیمی كه درون آید ؟
سنگریزه رود ، برگونه تو می لغزد.
شبنم جنگل دور، سیمای ترا می رباید.
ترا از تو ربوده اند، و این تنهایی ورف است‌.
می گریی‌، و در بیراهه زمزمه ای سرگردان می شوی‌.