تبلیغات
عـشـق 74 - موج نوازشی ، ای گرداب
تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392 | 03:40 ب.ظ | نویسنده : آسمان
موج نوازشی ، ای گرداب

كوهساران مرا پر كن‌، ای طنین فراموشی‌!
نفرین به زیبایی‌- آب تاریك خروشان - كه هست مرا


فرو پیچد و برد!
تو ناگهان زیبا هستی‌. اندامت گردابی است‌.
موج تو اقلیم مرا گرفت‌.
ترا یافتم‌، آسمان ها را پی بردم‌.
ترا یافتم‌، درها را گشودم‌، شاخه را خواندم‌.
افتاده باد آن برگ‌، كه به آهنگ وزش هایت نلرزد!
مژگان تو لرزید: رویا در هم شد.
تپیدی‌: شیره گل بگردش آمد.
بیدار شدی‌: جهان سر برداشت‌، جوی از جا جهید.
براه افتادی‌: سیم جاده غرق نوا شد.
در كف تست رشته دگرگونی‌.
از بیم زیبایی می گریزم‌، و چه بیهوده‌: فضا را گرفته ای‌.
یادت جهان را پر غم می كند، و فراموشی كیمیاست‌.
در غم گداختم‌، ای بزرگ‌، ای تابان‌!
سر برزن‌، شب زیست را در هم ریز، ستاره دیگر خاك‌!
جلوه ای‌، ای برون از دید!
از بیكران تو می ترسم ، ای دوست‌! موج نوازشی‌.