تبلیغات
عـشـق 74 - مطالب فروردین 1393
تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 | 01:06 ب.ظ | نویسنده : آسمان
دم غروب ، میان حضور خسته اشیا
نگاه منتظری حجم وقت را می دید.


و روی میز ، هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادراك مرگ جاری بود.
و بوی باغچه را ، باد، روی فرش فراغت
نثار حاشیه صاف زندگی می كرد.
و مثل بادبزن ، ذهن‌، سطح روشن گل را
گرفته بود به دست
و باد می زد خود را.

مسافر از اتوبوس
پیاده شد: «چه آسمان تمیزی!»
و امتداد خیابان غربت او را برد.

غروب بود.
صدای هوش گیاهان به گوش می آمد.
مسافر آمده بود



و روی صندلی راحتی ، كنار چمن
نشسته بود:
«دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است‌.
تمام راه به یك چیز فكر می كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد.
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.
چه دره های عجیبی !
و اسب ، یادت هست ،
سپید بود
و مثل واوه پاكی ، سكوت سبز چمن وار را چرا می كرد.
و بعد، غربت رنگین قریه های سر راه‌.
و بعد تونل ها ،
دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است‌.
و هیچ چیز ،
نه این دقایق خوشبو،كه روی شاخه نارنج می شود
خاموش ،
نه این صداقت حرفی ، كه در سكوت میان دو برگ این
گل شب بوست‌،



نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند.
و فكر می كنم
كه این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.»


ادامه شعر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 | 12:49 ب.ظ | نویسنده : آسمان
سلام دوستای عزیز سال نو بر همتون مبارک 

مدتی نتونستم به وبلاگ سر بزنم و شرمنده که تا الان نظرات شما رو جواب ندادم

الان هم که اومدم لینک های دوستانم به کل پاک شده !
 لطفا کسانی که منو لینک کرده بودن و لینکشون پاک شده پیام بدن تا لینکشونو بذارم